خرید بک لینک

درباره سایت

شکرانه سلامتی

امکانات وب

الان تازه از جلسه با مدیر اومدم بعد از دادن مسئولیت های جدید که مراقبت از رئیس بود از عملکرد معاونتمون راضیه. می گه از وقتی این حقیر مراقب اوضاعه خیلی خوب شده.

این خصلت پدرم هست که به هر چیز رو می کنه اوضاع را بهبود میده. بسکه خالصانه به هر کاری نگاه می کنه. چه قدر 1 اش رو دوست داشتم و دارم.

یک ماشین جیپ لندرور داشت که سبز بود. ۷ تا صندلی داشت و ما هم هفت نفر. روزهای جمعه مادرم غذا درست می کرد و صبح میرفتیم کوه. مامانم پایین میموند پاهاش درد می کرد. ما با پدر تا بالا میرفتیم. ناهار رو می خوردیم. وقتی ماشینش رو پارک می کرد. برگشتنی می گفت: ببینم کدومتون یادتون مونده ماشین کجاست. همیشه هیچکدوم یادمون نبود.

برچسب: نویسنده: کاوه عباسیان تاريخ: جمعه 25 آذر 1401 ساعت: 12:13

صفحه بندی